سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

402

تاريخ ايران ( فارسى )

بيايد . افغانها در يكى از معابر صعب العبور كوهستانى كوتل كمارج كريم خان را تعقيب نمودند . در حالى كه او در درهء پائين بانتظار آنان نشسته بود و همين كه افغانها بسوى دره سرازير شدند رستم سلطان به آنها حمله كرد . افغانها در يك تپه‌اى گير افتادند و با آنكه دلاورانه جنگيدند ولى ارتش آنها تقريبا نابود گرديد و فقط يك عده فرارى جان بسلامت دربردند . كريمخان بوسيلهء بعضى از مشايخ عرب تجديد قوا كرده زود بشيراز مراجعت نمود . آخرين لشگركشى 1171 هجرى ( 1757 ) پس از مغلوبيت آزاد قجرها بآذربايجان لشگركشى كرده و مراكز مهم آن ايالت را تصرف نمودند . نام آزاد خان از فهرست مدعيان افتاد و وى پس از آنكه مدت‌زمانى فرارى بود بالاخره به كريمخان تسليم شد . اعتماد فوق العاده و اطمينان او بجوانمردى و صفات فاضلهء رقيبش كه اين تسليم آن را نشان داد كاملا صائب و درست درآمد ، چه همانطور كه انتظار ميرفت با آزاد بنهايت ملاطفت و سخاوت رفتار شد . در سال بعد محمد حسين خان با ارتش نيرومند خود كه تازه از پيروزيهاى آذربايجان برگشته و خود را از همه‌جهت مظفر و منصور ميديد براى جنگ با رئيس زند به طرف جنوب حركت نمود ، كريم خان كه قادر بمقابلهء با او در ميدان جنگ نبود شيراز را نگاه داشته و دستجات مأمور سيورسات و خواربار دشمن را بستوه آورد . كريمخان تمام مصارف خواربار شهر را تهيه نمود و دهات اطراف را نيز از آذوقه خالى نموده بود . پس از آن كريم خان كوشيد تا با دادن رشوه رؤساء لشگر دشمن را بطمع انداخته و آنها را منحرف سازد و در اين كار او كاملا موفقيت يافت و محمد حسين خان در حالى كه دستجاتش يكى بعد از ديگرى او را ترك ميگفتند بدون هيچ جنگى مجبور بمراجعت گرديد . آخرين ضربهء اين لشگركشى بدست شيخ على خان وارد شد كه رئيس سربازان زبدهء پيشواى زند بود . محمد حسين خان بواسطهء نزاعش با رئيس شاخهء رقيب قجرها بخسارت و زيان افتاده نيرو و توانائى او كاهش يافت . او مجبور بجنگ شده و تا وقتىكه اميد بود